☺☺☺☺☺☺☺سرگرمی آنلاین☺☺☺☺☺☺☺

نویسنده : kamyar gerami asl جمعه 28 فروردین 1394, 11:24 ب.ظ
بعد از حدود 4 سال همراهی با شما از سال1390 وبلاگ سرگرمی آنلاین گشترش یافت و به سایتی بزرگ تبدیل شد.
خیلی دوست داشتم که این اتفاق زود تر بیوفته و زودتر وبلاگ کوچیک ما به وبسایت بزرگی مثل کامروسافت ارتقا پیدا کنه.
ما سایتمون رو به اسم کامروسافت منتشر کردیم و قراره با یهترین برنامه ها و ترفند ها و مطالب و محصولات تولیدی خودمون در خدمت شما باشیم.
امیدوارم از سایت جدید ما هم دیدن کنید.

برای ورود کلیک کنید




نویسنده : kamyar gerami asl سه شنبه 4 مهر 1391, 05:00 ب.ظ
مطالب جالب و خواندنی - جوک

 



بقیه در ادامه مطلب...



دسته بندی : تصاویر , جالب و خواندنی , طنز ,


نویسنده : kamyar gerami asl دوشنبه 3 مهر 1391, 09:40 ب.ظ

مراحل درس خوندن من :

خوابیدن روی جزوه

گرفتن مشکلات و نواقص گل های قالی

جمع کردن آشغال های ریز و درشت اطراف زمین

خاک گیری گوشه های موبایل

گرفتن چندین عکس با گوشی از خودم در حالت های مختلف ژست درس خوندن

اس ام اس بازی با بچه های كلاس که هر کدوم چه قدر درس خوندن

خوندن یادگاری های جزوه که رفقا سرکلاس نوشتن

به فحش کشیدن استاد و فک و فامیل هاش

و در آخر هم خسته شدم و رفتم یه چیزی بخورم...!!



دسته بندی : جالب و خواندنی , طنز ,


نویسنده : kamyar gerami asl یکشنبه 2 مهر 1391, 10:49 ب.ظ
یوسف کرمی یکی از بهترین تقلید کنندگان صدا.
در این کلیپ صدای عادل فردوسی پور و علی دایی
بسیار زیبا برای لحظاتی شاد.
برای دانلود
اینجا کلیک کنید.


دسته بندی : دانلود ,


نویسنده : kamyar gerami asl یکشنبه 2 مهر 1391, 05:16 ب.ظ

بیوگرافی حامد بهداد:

متولد 6 آبان 1352 مشهد
برای اولین بار با ایفای نقش اصلی در فیلم « آخر بازی » (همایون اسعدیان، 1379) سینما را تجربه کرد و برای بازی در همین فیلم هم کاندید سیمرغ بلورین از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر شد. اما بعدها با وجود اینکه هیچگاه در شکل و شمایل نقش اول ظاهر نشد، اما توانست بازیهای در خور توجهی از خود در قالب نقش مکمل در فیلم های مختلف به جا بگذارد که از جمله می توان به فیلم های « بوتیک » (حمید نعمت الله، 1381)، « این زن حرف نمی زند « (احمد امینی، 1381)، « کافه ستاره » (سامان مقدم، 1384) و « آدم » (عبدالرضا کاهانی، 1385) اشاره کرد. اما پررنگ ترین بازی او در قالب نقش مکمل، بازی در فیلم « روز سوم » (محمدحسین لطیفی، 1385) بود که در نقش یک افسر عرافی که در بحبوحه محاصره خرمشهر عاشق دختری خرمشهری می شود، ظاهر شد و موفق شد نظر اکثر کارشناسان و منتقدان سینمایی را به خود جلب کند و برای دومین بار پس از « آخر بازی » کاندید سیمرغ بلورین از دوره بیست و پنجم جشنواره فیلم فجر شود. بازی حامد بهداد در « روز سوم » اوج هنرنمایی اوست.

 بیوگرافی حامد بهداد

مصاحبه با حامد بهداد:

او دارای تحصیلات لیسانس است .كمتر كسى باور مى كرد بازیگر ناشناخته فیلم آخر بازى روزى به یك ستاره تبدیل شود. اما بازى دلچسب و فراموش نشدنى حامد بهداد در آخرین ساخته سینمایى همایون اسعدیان او را به یكى از امید هاى بازیگرى نسل سوم بدل ساخت. بهداد در اولین حضورش كاندیداى دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از نوزدهمین جشنواره بین المللى فیلم فجر شد و پس از آن با حضورى كوتاه اما درخشان در فیلم بوتیك بار دیگر توانست كاندیداى دریافت تندیس خانه سینما شود و حالا پس از ۵ سال از وى به عنوان یكى از آیندگان بازیگرى نام مى برند حامد بهداد در مجموعه تلویزیونى سایه آفتاب ساخته محمدرضا آهنج با ایفاى نقش رضا توانست چهره اى متفاوت از خود بروز دهد و این بار شاهد قضاوت بیشترى درباره بازى اش باشد
او كه در این سال هاى اخیر تمام تلاش خود را معطوف حرفه اش كرده است مى كوشد تا در فضاى سینماى كشور از حاشیه نشینى پرهیز كند.
آنچه در ذیل مى خوانید حاصل گفت وگو با حامد بهداد درباره نقش رضا در مجموعه سایه آفتاب است


این اولین بار بود كه شما را در یك مجموعه داستانى دنباله دار مى دیدیم

بله این نخستین بار است كه در یك سریال بازى كرده ام. البته در دو كار اپیزودیك هم بازى داشته ام جست وجو در شهر و معما

بازى شما در این كار با نقش هاى دیگر تان متفاوت است. چه شد كه این نقش را پذیرفتید

علت تفاوت این نقش با نقش هاى دیگر این است كه طبیعى بازى نمى شود، خیلى ها مى گویند كه نقش غلوشده اى است، ممكن است اینگونه به نظر برسد. با اینكه متداول نبودن دیالوگ ها به این غلو دامن مى زند اما نظر شخصى ام چیز دیگرى است. البته مى توان گفت تمام شخصیت هاى داستان به همین سبك نوشته شده است

چه شد كه به حرفه بازیگرى روى آوردید

طى قرارى كه با خود گذاشته بودم ما به دنیا آمده ایم تا شاهد اتفاق هایى در زندگى مان باشیم، شاهد اتفاقات ریز و درشتى كه من نیز ناظر این اتفاقات هستم. بگذریم، پس از آخر بازى یك اپیزود از مجموعه همسفر را براى قاسم جعفرى كاركردم و بعد از آن یك مجموعه ۲۶ قسمتى (كودكان و نوجوانان) به سفارش شبكه جهانى جام جم را كارگردانى كردم. یك اپیزود از مجموعه معما را بازى كردم. به هر تقدیر اینها حدفاصل آخر بازى و بوتیك به حساب مى آمد

در مصاحبه اى از شما پرسیده شده بود «بازى شما در این سریال بى شباهت به بوتیك و این زن حرف نمى زند نیست»، با آنكه مخالفت كرده بودید، مى خواهم به تفصیل در این باره توضیح دهید

بى ربط است، بازى هاى آل پاچینو نیز شبیه به هم هستند. اما چرا آل پاچینو بازیگر خوبى است. ساده ترین بخش بازیگرى در این است كه بخواهى بازى متفاوتى ارائه كنى. بازیگر براساس نگرش و شخصیتش كارش را پیش مى برد. ما در بازیگرى دنبال چه چیزى هستیم؟ چه تفاوتى میان بازى حمید فرخ نژاد در عروس آتش و ارتفاع پست وجود دارد؟ حقیقت این است كه در هر دو فیلم عالى بازى كرده است. من به عنوان بازیگر و كسى كه كارشناسانه (صددرصد تخصصى) به این مقوله نگاه مى كنم، پیگیر شباهت این دو نقش نیستم؛ بلكه سراغ این وجه ماجرا مى روم كه این بار چقدر توفیق نصیب او شده و چه مقدمه در نقش روح دمیده شده است. نقش چارچوبى است كه توسط نویسنده ترسیم شده و بازیگر تنها به آن جان مى دهد

بازیگر اندیشه هاى كارگردان و نویسنده را از دریچه دغدغه هاى شخصى اش متجلى مى سازد. او نقطه نظرات نویسنده و كارگردان را به خاطر مى سپارد اینكه مى گویم نویسنده یعنى كسى كه درام مى داند از طرفى دیگر با دغدغه ها و از زاویه نگاه خودش نقش را خلق مى كند. در اینجا است كه مهرداد شبیه رضا و رضا شبیه سروش است. به نظر من تفاوت به آن معنى متداول و كلیشه اى چیز جالبى نمى تواند باشد اما تفاوت در یك نگاه جدید است كه مى تواند بازى را جذاب كند
 باز هم تاكید مى كنم كه تمام بازیگران مطرح دنیا شبیه خودشان بازى مى كنند. صدا همان صداست و بدن همان بدن است؛ فقط آن آدم در موقعیتى جدید قرار گرفته كه نویسنده آن موقعیت را به صورت كاملاً ویژه مى آفریند و ارائه مى دهد. رضا در سایه آفتاب مى تواند دو كوچه آن طرف تر از مهرداد زندگى كند ولى شبیه هم نیستند و این را مى توان از تك تك عناصر بصرى موجود فهمید. رضا پاى بند به خانواده خود است و براى گذران زندگى به هر كارى تن داده است و این هر كارى، در حین آبرودارى است. كار رضا اصلاً دزدى نیست، من نمى خواهم رضا را توجیه كنم یا برایش كسب آبرو نمایم. براى من فرقى نمى كند كه آن نقش دزد باشد یا هر چیز دیگر. رضا بچه كوچه است و سوداى پیشرفت (از نوع عجیب و غریب) را ندارد اما مهرداد (بوتیك) این سودا را دارد. رضا به خانه و خانواده اش اهمیت قائل است و به زندگى سنتى پاى بند است
 رضا مابه ازاى بیرونى ندارد، در صورتى كه مهرداد مابه ازاى بیرونى دارد. خواستم از رضا نقشى بسازم كه دوست داشتنى باشد و تماشاگر با آن همذات پندارى كند. در مجموع تفاوت در جزئیات معنا پیدا مى كند و من در جزئیات این را رعایت كرده ام

شخصیت رضا با ادبیاتش همخوانى ندارد و دیالوگ هایش شاعرانه است. تقابل لمپنیسم و شاعرانگى عجیب است

وقتى مى گویم مابه ازاى بیرونى ندارد، این مسئله را نیز شامل مى شود. اتفاقاً دیالوگ هاى او از این ادبیات برخوردار است. فرض كن رضا همراه پدربزرگش به مراسم عزادارى ایام محرم مى رفتند و عزادارى مى كردند یا در زورخانه اشعار فردوسى را مى شنیده، پس این كاراكتر كلى اشعار و ادبیات حفظ شده دارد

دیالوگ رضا در یكى از اپیزودهاى سریال درباره رنگ پیراهن اش این بود رنگش عوض نمى شد جز با مرگ به این شخصیت نمى آید كه فلسفه مرگ را بداند و روشنفكرانه حرف بزند

ابتدا باید روشنفكرى را معنى كرد. او به خاطر معشوقه اش سیاه  پوشیده است، همین. در قدیم بعضى ها پس از مرگ معشوق خود سیاه مى پوشیدند و تا چهل روز و یا بیشتر و شاید تا آخر عمر سیاه را درنمى آوردند، فرض كن رضا ضرب المثل ها و اصطلاحات را خوب نمى شناسد، پاى نقالى نشسته است و داستان هاى شاهنامه را هم شنیده است. زمانى كه من دیالوگ هاى او را خواندم، گفتم این شخصیت مى تواند به این گونه باشد، یكى از آدم هاى خاص زور خانه

بازى شما موجب شده تا بازى هاى دیگر دیده نشود و شخصیت رضا برجسته تر از سایرین باشد

تلاش كردم كه خوب بازى كنم و به دیگران كارى نداشتم. دوست ندارم وارد حاشیه شوم. سعى مى كنم كار خودم را به نحو احسن انجام دهم

آیا در انتخاب نقش خود به تیم بازیگرى و پارتنر هاى خود اهمیت مى دهید

این مسئله اهمیت دارد اما نمى توانم در این ماجرا تاثیر گذار باشم. به هر حال من باید كار خودم را انجام دهم

شما در بوتیك و این زن حرف نمى زند نیز حضور كوتاه اما بازى برجسته اى داشته اید. آیا این را ادامه خواهید داد

خیر، هیچ چیز دست ما نیست و هر چه كه خداوند رقم برند همان را انجام مى دهم. در فیلم نفست رو حبس كن سامان مقدم، در یكى از نقش هاى اصلى بازى مى كنم كه كمى متفاوت است. ظاهر نقش ساده است اما براى ایفاى نقش زحمت زیادى كشیده ام. درآوردن و خلق نقش براى من یعنى رضایت خودم و بعد كارگردان. زمانى كه خودم و كارگردان از نقشى كه ایفا كرده ام راضى باشیم آن كار برایم دلچسب است؛ چون این یك ائتلاف میان من و كارگردان بوده و هر دو به مخاطب فكر مى كنیم. زمانى كه براى خودت قرارداد هاى كوچك مى گذارى و به آنها عمل مى كنى، كارگردان و تماشاگر مشعوف مى شوند. اتفاق بسیار خوبى مى افتد. آن قدر كه باورت نمى شود و خودت از نقشى كه بازى كرده اى شگفت زده مى شوى

در كل به این سریال چگونه نگاه مى كنى. آیا مجموعاً از عملكرد خودت راضى هستى

من تنها از صداوسیما ناراضى ام. صداوسیما مى تواند شرایط بسیار خوبى فراهم كند اما این شرایط بسیار كم فراهم مى شود و مجموعه هایى همانند امام على كمتر تولید مى شود. صداوسیما باید ارزش گذارى هاى سخت گیرانه و بهترى را داشته باشد. به هر تقدیر كار خودم را مى كنم و از كارم لذت مى برم. امیدوارم تماشاگران نیز در این لذت با من شریك باشند

فكر مى كنید چرا بعضى ها از بازى شما ناراضى اند

مهم نیست كه بعضى ها از كار من ناراضى اند، مهم این است كه بعضى ها از كار من راضى اند. امیدوارم به زودى كارى ارائه دهم كه آنهایى كه ناراضى اند نیز بازى مرا دوست داشته باشند.در این كار نظر مخالف و موافق بسیار است و نظر مخالف نظر بدى نیست و یك سرى نظرات بازیگر را رشد مى دهد و جایگاهش را ارتقا مى بخشد

 


مجموعه آثار:

- آخر بازی (همایون اسعدیان، 1379)
- این زن حرف نمی زند (احمد امینی، 1381)
- بوتیک (حمید نعمت الله، 1381)
- کافه ستاره (سامان مقدم، 1384)
- عروس کوهستان (یوسف سیدمهدوی، 1384)
- باغ فردوس پنج بعدازظهر (سیامک شایقی، 1384)
- آدم (عبدالرضا کاهانی، 1385)
- روز سوم (محمدحسین لطیفی، 1385)
- تسویه حساب (تهمینه میلانی، 1386)
جشنواره ها و جوایز:

- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « آخر بازی » - 1379
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « روز سوم » - 1385
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از هشتمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « بوتیک » - 1383
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از دهمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « کافه ستاره » - 1385
- پنجمین بازیگر نقش مکمل مرد سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « این زن حرف نمی زند » - 1382
- دومین بازیگر نقش مکمل مرد سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « بوتیک » - 1383
 



دسته بندی : زندگی نامه ,


نویسنده : kamyar gerami asl یکشنبه 2 مهر 1391, 05:14 ب.ظ

بیوگرافی علی صادقی:
متولد آذر ماه 1359
مدرک تحصیلی: فوق دیپلم کامپیوتر
خیلی اتفاقی به جرگه بازیگران پیوست.
.................................................. ....
مجموعه آثار:
- پیک نیک در میدان جنگ (سیدرحیم حسینی، 1383)
- هشت پا (علیرضا داودنژاد، 1383)
- هوو (علیرضا داودنژاد، 1384)
- اگه میتونی منو بگیر (شاهد احمدلو، 1385)
- تیغ زن (علیرضا داودنژاد، 1385)
- حركت اول
مجموعه های تلویزیونی:
- آفتاب عالم تاب
- کوچه اقاقیا (رضا عطاران)
- پشت کنکوری ها (پریسا بخت آور)
- خانه به دوش (رضا عطاران)
- متهم گریخت (رضا عطاران)
- 3 در 4 ( مجید صالحی )
علی صادقی


«علی صادقی» بازیگری است كه در ژانرهای طنز بازی می كند و سخن گفتن درباره معرفی این بازیگر جوان كشورمان بیهوده است، زیرا هنرمندانی چون صادقی در این عرصه برای مخاطبان همیشگی مجموعه ها و فیلم های طنز شناخته شده هستند.

صادقی در روزی پاییزی و در آذرماه سال (١٣٥٩) پا به عرصه هستی گذاشت. وی زمانی كه به مدرسه می رفت با انتخاب آقای سماواتی علاقمند به بازیگری شد. او بازیگری است كه با دو سریال تلویزیونی «بهترین تابستان من» و «دردسر والدین» در تلویزیون گل كرد. صادقی بازی راحتی دارد و حتی گاهی اوقات بدون دیالوگ و تنها با یك نگاه تاثیر خوبی بر بیننده می گذارد و با حركات و دیالوگ های بداهه ای كه استفاده می كند و قرار گرفتنش در موقعیت های مختلف سبب خنده مخاطب می شود. وی كه فوق دیپلم كامپیوتر است در دو سریال مهم «رضا عطاران» با نام های «متهم گریخت» و «خانه به دوش» حضور داشته است. صادقی در كارنامه هنری خود، فیلم هایی چون «روایت سه گانه» (اپیزود دوم)، «پیك نیك در میدان جنگ»، «هوو»، «چپ دست»، «اگه می تونی منو بگیر»، «تیغ زن»، سریال های «قرارگاه مسكونی»، «كوچه اقاقیا»، «خانه به دوش»، «پشت كنكوری ها»، «دردسر والدین»، «بهترین تابستان من»، «زندگی به شرط خنده»، «سه در چهار» و... را به ثبت رسانده است. طی تماسی تلفنی كه با این هنرمند داشتیم قرار مصاحبه را به روز بعد موكول كرد. صادقی این هنرمند نسل سومی علاوه بر اخلاق خوش، هنرمندی خوش قول است. زیرا سرساعت مقرر گوشی را برداشت و طبق قرار قبلی درباره ایفای نقشش در مجموعه «سه در چهار» به كارگردانی «مجید صالحی» به سئوالات ما پاسخ داد.

چه طور وارد سینما و تلویزیون شدید؟
فعالیت هنری ام را سال ١٣٧٠ با برنامه ای به نام «آفتاب عالم تاب» به كارگردانی آقای «امیر سماواتی» آغاز كردم.

چه طور به پروژه «سه در چهار» وارد شدید؟

آقای مجید صالحی با من تماس گرفته و مرا برای بازی در این مجموعه دعوت كرد من نیز پذیرفتم.

این طنز شیرین در بازی تان چه قدر باعث شد تا فیلمنامه تغییر كند؟
فیلمنامه این مجموعه فیلمنامه خوبی بود و به همین دلیل ایفای نقشم در این مجموعه تلویزیونی طنز موفق بود. صالحی به عنوان نویسنده و كارگردان زحمت زیادی برای ساخت این مجموعه كشیدند. من نیز تا آن جایی كه در توانم بود برای ایفای نقشم انرژی گذاشتم.

چه قدر از بداهه استفاده كردید؟
در مجموع در بازی ام از بداهه استفاده می كنم ولی خط و سر داستان خوب و جذاب بود كه توانستم بداهه صحبت كنم.

بازی شما در مجموعه تلویزیونی «سه در چهار» چه مدت به طول انجامید؟
من از ابتدا تا انتهای كار نقش آفرینی می كردم و بازی من حدود ٤ ماه در این مجموعه به طول انجامید.

فكر می كنید این نقش از ابتدا برای شما نوشته شده بود؟ (البته باتوجه به بازی تان می گویم)
بله- نویسنده باتوجه به شخصیت من، متن را نوشته بود.

آقای صادقی «چی می گی» از كجا آمده؟
خوب «چی می گی» در واقع از زبان خیلی انسان ها شنیده ایم ولی شاید عنوان كردنش یك مقداری آن هم با طنزی كه چاشنی بازی ام كرده ام برای تان تازگی داشته و جذاب است. در مجموع خود من «چی می گی» را از زبان خیلی ها شنیده ام هم چنین چند سال پیش در تلویزیون در یك برنامه ای از این واژه استفاده می شد. به این نوع سخن گفتن عشق می ورزم. به هر حال ما دستمزد می گیریم تا كار طنز انجام دهیم و مردم را شاد كنیم.

كار با آقایان «محمد كاسبی» و «مهران رجبی» چه طور بود؟
برای من عالی بود. با بازی در كنار این دو عزیز به من خیلی خوش گذشت و همین جا از آن ها تشكر می كنم و امیدوارم باز هم با یكدیگر كار مشترك دیگری را داشته باشیم.

آقای صالحی چگونه كارگردانی است؟
در مجموع من طنز ایشان را خیلی دوست دارم. مجید صالحی انسانی مهربان هستند.

در این مجموعه دست من را در بازی و ایفای نقشم باز گذاشتند و من نیز با تمام وجود كار كردم.

با این محبوبیت و استقبال مردم از این سریال، برخورد مردم در خیابان با شما چه طور است؟
مثل سابق، مردم برخوردشان همیشه خوب و گرم بود و اكنون بیشتر شده و خیلی ابراز علاقه می كنند.

بازتاب این مجموعه در میان مردم چگونه است؟
خیلی خوب است. به نظر من یكی از موفق ترین سریال هایی است كه كار و ساخته شده است. همه گروه خیلی در ساخت این مجموعه زحمت كشیدند. مردم استقبال خوبی می كنند و مخاطبان زیادی دارد.

اسم «سه در چهار» از كجا آمده؟
از اول ساخت این مجموعه همین نام روی این مجموعه بود وتغییر هم نكرد.


نظر خودتان درباره «سه در چهار» چیست؟
اگر از نظر نامش می پرسید «سه در چهار» اسم جالب و خوبی است.

چه فیلم هایی تماشا می كنید؟
فیلم های هالیوودی، فیلم های مورد علاقه ام است و هر فیلم یك ویژگی خوبی دارد كه تماشا می كنم به طور مثال یكی را برای تصویربرداری كه نامزد اسكار بوده است دیگری را برای طراحی صحنه و لباس هم چنین فیلم هایی كه بازیگران خوبی نقش آفرینی می كنند و بازی های خوبی دارند و یا از جلوه های ویژه استفاده می كنند تماشا می كنم به هر حال همه نوع فیلم می بینم.
آقای صادقی شنیده ام بازی تان در مجموعه تلویزیونی «بزنگاه» به كارگردانی آقای «رضا عطاران» آغاز شده است.
بله در مجموعه جدید آقای «رضا عطاران» كه برای ایام ماه مبارك رمضان ساخته و آماده پخش می شود ایفای نقش می كنم. د
ر این مجموعه «بزنگاه» ایفاگر چه نقشی هستید؟
نقش یك نانوا را بازی می كنم.
هم بازی های تان كدام یك از بازیگران كشورمان هستند؟
«حمید لولایی»، «رضا عطاران»، «رضا نیك پور» و جمعی دیگر از بازیگران هنرآفرینی می كنند.
چرا به طور معمول در ژانرهای طنز و كمدی حضور پیدا می كنید؟ دوست ندارید در ژانرهای دیگر خود را محك بزنید؟
قیافه ام به فیلم های غمگین نمی خورد. بعدش هم پیشنهادهایی كه به من می شود در حال حاضر كارهای طنز و این جور كارهاست كار خاصی كه من در یك نقش خاص ایفای نقش كنم تاكنون به من پیشنهاد نشده است.
كدام كارتان را از بقیه بیشتر دوست دارید؟
هم اكنون مجموعه تلویزیونی «سه در چهار» هم چنین فیلم سینمایی «حركت اول» و «پیك نیك در میدان جنگ» را از بقیه كارهایم بیشتر دوست دارم. آقای صادقی یك خاطره خوش برای مان بگویید؟ (البته از دوران هنری خود)
خاطره خوش در كل كارهایم ندارم.



دسته بندی : زندگی نامه ,


نویسنده : kamyar gerami asl یکشنبه 2 مهر 1391, 05:12 ب.ظ
سوال: ولی الان همه توجهات به توست و همه جا از ژوبین حرف می زنند.

بیوگرافی پوریا پورسرخ

 

محل تولد: جردن
سال تولد: نمی گویم
ماه تولد: تیر
قد: 182
وزن : متغییر بین 75 تا80

از اینکه بعد از نقش فرهاد در فرار بزرگ نقش اصلی چنین مجموعه ای را بازی کردی احساس غرور نمی کردی؟
نه, چون به نظر من نقش های خرچنگ وفا و خاوری خیلی سخت تر و محوری تر از نقش ژوبین بودند و اگر آقایان اصلانی قائمیان و خانم ها توسلی و امینی بر اساس تخصص و قدرت بازی انتخاب شده بودند من فقط ظاهر و سنم به این نقش می خورد. در ضمن من نقش فرهاد را هم خیلی دوست داشتم

پور سرخ: شاید ولی دلیل نمی شود که بقیه عالی نبودند دوستان دیگر همه حرفه ای بودند و شناخته شده و من ناشناس بودم.

سوال: چه احساس داری که هر جا می ری همه دورت جمع می شوند و اینقدر مورد توجه هستی؟
پور سرخ: فقط خجالت می کشم و دنبال پاک کردن عرق هایم هستم

سوال: می دانی که این روزها زود می گذرد و هر چقدر بیشتر به جشم بیایی خلا بعدی سخت تر می شود؟
پورسرخ: بله هم از این نظر و هم می دانم که هر چه بیشتر عکسم روی جلدها باشد کارم سخت تر می شود و حساسیت ها رویم بیشتر. من اخلاقا نمی توانم به کسی نه بگویم ولی چون از اول پیش بینی این شرایط را می کردم برای خودم شش هفت نشریه در ژانرهای مختلف را کنار گذاشتم و کاری به بقیه ندارم می دانید که خیلی ها از خودشان می نویسند و تیتر می زنند و کاری از دست بزرگتر از من هم بر نمی آید.

 

سوال: گفتی صحنه های عصبی سکانس های تیمارستان را کی گرفتید و چه حالی داشتی وقتی حذف شدند؟
پورسرخ: در استودیو گرفتیم و بعد از سفر لبنان. من اول هیجان زده بودم و خواستم هر چه دور و برم هست دور کنند تا خودم را نزنم! بیشتر نمایشنامه رادیویی بود تا بازی سینمایی ! حس نقش را از لبنان داشتم و خلاصه خیلی زحمت کشیدم و اول که متوجه حذف شدم کلی ناراحت بودم ولی بعد در پخش دیدم حق با لطفی بود و آن صحنه ها باعث می شد تماشاگر نسبت به ژوبین حس منفی بگیرد.
سوال: هیچ وقت مقابل بقیه کم نیاوردی؟
پور سرخ: جواب لطف کارگردان دوستانه و صمیمی بود من بیشتر می ترسیدم که زحمت دیگران را به باد بدهم با اصلانی بازی نداشتم ولی در سوئیت با هم بودیم و خیلی کمکم می کرد مثلا بعد از سکانسی که ژوبین فهمید وفا به دروغ گفته ازدواج کرده و منتظرش بوده گفت: از امشب ژوبین خیلی بزرگ میشه و همین خیلی کمکم کرد. قائمیان و خانم توسلی و امینی هم که در کمک سنگ تمام گذاشتند.

سوال: قضیه sms های لطفی چیست؟
پورسرخ: ( می خندد) معمولا در پشت صحنه های سینما غیبت این و آن رواج دارد. آقای لطفی برای یکدست نگه داشتن فضا و ایجاد جو دوستی صدها sms آماده داشت و هر وقت کسی نزد او شروع به گله گذاری از دیگری می کرد بلافاصله جوک می خواند تا موضوع عوض شود.

سوال: از وضعیت جدیدت راضی هستی؟
جواب: اساتیدی دارم که به م لطف دارند و مواظبم هستند دایره مشاورانم وسیع تر شده و خیلی مواظب رفتار و حرکاتم در رفت و آمد ها هستم. انتخاب بعدی برایم سخت و مهم شده و دیگر نمی توانم مثل سابق زندگی کنم و باید با مردم و مطبوعات بهتر رفتار کنم . در کل وضعیت سخت و محدودی است ولی شیرین هم هست راضی هستم شکر.

سوال: ویژگی های همسر مورد نظرت چیست؟
پورسرخ: صبور, مهربان , خانواده دار, با وفا, و فهمیده

سوال: مدرک تحصیلی ات چیست؟
پورسرخ: دانشجوی ترم دوم دکترای فیزیولوژی گیاهی. فعلا فوق لیسانس دارم.



دسته بندی : زندگی نامه ,


نویسنده : kamyar gerami asl یکشنبه 2 مهر 1391, 05:11 ب.ظ

متولد 1354 تهران
مدرک تحصیلی: لیسانس بازیگری از دانشكده هنرهای دانشگاه آزاد اسلامی
آغاز فعالیت هنری از سال 1376 با حضور در تئاتر سیاوش خوانی
آغاز فعالیت سینمایی: دختران انتظار (رحمان رضایی، 1378)
 
مصاحبه با کامبیز دیرباز

 
محدثه واعظی پور:كامبیز دیرباز بازیگری سینما را با نقش‌های كوتاهی در «دختران انتظار» و «نغمه» شروع كرد.بازی در «دوئل» و دریافت سیمرغ بلورین آغاز یك جریان تازه در كارنامه حرفه‌ای این بازیگر بود. دیرباز پس از «دوئل» در فیلم‌های «گرداب»، «به نام پدر»، «مقلد شیطان»، «سرگیجه» و «اخراجی‌ها» بازی كرد. این گفت‌وگو به بهانه اكران «اخراجی‌ها» فیلمی كه دیرباز در آن نقش مجید سوزوكی شخصیت اصلی را بازی كرده انجام شده در روزهای پایانی سال 85 كه دیرباز مشغله‌های زیادی داشت. چند روز را سر صحنه مجموعه «در چشم باد» در شمال كشور می‌گذراند و چند روز به تهران می‌آمد تا به ضبط برنامه نوروزی‌اش در رادیو برسد.



 
بعد از «دوئل» و گرفتن سیمرغ چه اتفاقی افتاد؟ به نظر می‌رسد كامبیز دیرباز كاملاً حرفه‌ای با موضوع برخورد كرده، احساساتی نشده و فقط به فكر بازی در نقش اول نبوده. در عین حال كه به تنوع انتخاب‌هایش هم اهمیت داده.


قطعاً اینها كه گفتید در ذهن من بوده، البته چقدر به این ایده‌آل نزدیك شده‌ام، بحث دیگری است. بعد از «دوئل» و گرفتن سیمرغ بلورین و پخش «تب سرد» پیشنهادهای زیادی داشتم. تا جایی كه توانستم سعی كردم به متن اهمیت بدهم و به اینكه پیشنهاد در مدیوم سینماست یا تلویزیون كمتر توجه كردم. سعی كردم به عنوان یك مخاطب با پیشنهادهایم برخورد كنم، خیلی حسی انتخاب كردم و پیشنهادهایی را پذیرفتم كه دوستشان داشتم. همین حساسیت‌ها باعث شد 14 ماه هیچ كاری را قبول نكنم تا «به نام پدر».


كار با حاتمی‌كیا برایتان مهم بود؟


در كنار همكاری با آقای حاتمی‌كیا كه مهم بود، نقش و فیلمنامه را هم دوست داشتم.


نقش هم با كارهای قبلی‌تان متفاوت بود.


بله. میثم با پیمان در «تب سرد» ویحیی در «دوئل» خیلی تفاوت داشت. من هم تمام انرژی‌ام را گذاشتم كه این تفاوت‌ها به چشم بیاید.


پروژه «در چشم باد» بعد از «به نام پدر» پیشنهاد شد؟


بله. «در چشم باد» یك كار ویژه و متفاوت تلویزیونی است. نقشی را كه در این مجموعه بازی می‌كنم خیلی دوست دارم.


در این مدت به نظر می‌رسد تعمداً نخواسته‌اید كار تلویزیونی قبول كنید؟


اگر «در چشم باد» را جزو مجموعه‌های مرسوم تلویزیون حساب نكنیم، 3 سال است كه در مجموعه‌ای بازی نكرده‌ام. با وجودی كه به متن فیلمنامه اهمیت می‌دهم اما در انتخاب‌هایم سعی كردم نگاهم به سینما باشد.


در این فاصله در نمایش «یك زن، یك مرد» هم روی صحنه رفتید. آزیتا حاجیان درباره انتخاب شما درست عمل كرد. ویژگی‌های چهره‌تان طوری است كه هم برای بازی در نقش مثبت مناسب هستید، هم منفی و یكی از بازی‌های خوبتان را در قالب یك شخصیت كاملاً خبیث در این نمایش دیدیم.


خیلی وقت بود روی صحنه نرفته بودم و خیلی خوشحالم كه با آن نقش، دوباره به تئاتر برگشتم. بازی در نقشی با این میزان جذابیت یك تمرین فوق‌العاده بود. یك نكته دیگر كه در این نمایش برایم اهمیت دارد، استقبالی است كه از آن شد. كار ما بدون مخاطب بی‌معنی است، دوست ندارم فقط برای دلم بازی كنم.


در «به نام پدر» با آزیتا حاجیان هم‌بازی بودید. احتمالاً به همین دلیل برای بازی در این نمایش انتخاب شدید.


تجربه مشتركی كه در «به نام پدر» داشتیم در انتخاب من تاثیر داشت. خانم حاجیان بازیگردان‌ آن فیلم بود و احتمالاً شناختی كه از جنس بازی من داشته باعث شده من را انتخاب كند.


گفتید كه مخاطب خیلی برایتان اهمیت دارد. اگر پیشنهاد بازی در فیلمی داشته باشید كه در چند جشنواره داخلی و خارجی نمایش داده شود اما اكران عمومی گسترده نداشته باشد، رد می‌كنید؟


اگر یك فیلم اكران محدود داشته باشد به معنی این نیست كه مخاطب ندارد. بعضی فیلم‌ها، اصلاً مخاطب ندارند حتی اگر در تعداد زیادی سینما روی پرده بروند. فیلم‌هایی كه جنبه هنری و فرهنگی بیشتری دارند هم مخاطب دارند و بازی كردن در آنها، تجربه خوبی است. همان‌طور كه گفتم فیلمنامه و نقش برای من اهمیت زیادی دارد. وقتی فیلمنامه‌ای را می‌خوانم تقریباً می‌توانم تشخیص بدهم كه مخاطب چگونه با آن برخورد می‌كند. در این مدت در یك فیلم كوتاه هم بازی كردم. این فیلم‌ها مخاطب كمتری نسبت به فیلم‌های سینمایی دارد، اگر برای من فقط مخاطب انبوه مهم بود در چنین فیلمی بازی نمی‌كردم اما این تجربه‌ها هم مخاطب خاص خودش را دارد و این مخاطب برای من مهم است.


مسعود ده‌نمكی سوابق سیاسی روشنی دارد. از همكاری با او و داوری‌هایی كه ممكن بود درباره شما و فیلم «اخراجی‌ها» بشود، نترسیدید؟


دیدگاه و سوابق سیاسی آقای ده‌نمكی به خودشان مربوط است. من از زمانی كه با او آشنا شدم به عنوان یك كارگردان به او نگاه كردم و او هم من را به عنوان بازیگر فیلمش پذیرفت، رابطه‌ای كاملاً‌ حرفه‌ای بین ما حاكم بود.


در این مدت با كارگردان‌هایی كار كرده‌اید كه اولین فیلمشان را می‌سازند. اعتماد كردن به قابلیت‌های این كارگردان‌ها آسان است؟ ده‌نمكی البته دو فیلم مستند ساخته، آنها را دیده بودید؟


در مقطعی كارگردانی به من اعتماد كرده و فرصت داده در فیلمی مثل «دوئل» برای اولین‌بار به طور جدی خود را محك بزنم. این اعتماد را من به عنوان بازیگر به بعضی فیلمسازها داده‌ام و هیچ‌وقت فكر نكرده‌ام نباید با یك كارگردان فیلم اولی همكاری كرد. در مورد آقای ده‌نمكی هم دو فیلم مستند از او دیده بودم. «فقر و فحشا» به نظرم فیلم جسورانه و متفاوتی است. در همان مستندها هم می‌توان استعداد آقای ده‌نمكی در فیلمسازی را تشخیص داد. در كنار اینها تیمی كه قرار بود در ساخت «اخراجی‌ها» او را كمك كند، تیمی حرفه‌ای بود و من می‌دانستم نتیجه همكاری این گروه اگر شاهكار نشود، كار قابل دفاعی می‌شود.


كسی توصیه نكرد با ده‌نمكی همكاری نكنید؟


نه. اصلاً. واقعاً كسی چنین توصیه‌ای نكرد.


مجید سوزوكی كاراكتری است كه ده‌نمكی او را دیده، یك كاراكتر واقعی كه وجود داشته. بازی در چنین نقشی جذابیت خاصی دارد؟


آقای ده‌نمكی عكس او را به من نشان داد، خاطرات مختلفی از او برایم تعریف كرد كه شناخت من را از این كاراكتر بیشتر می‌كرد. مجید، جوانی است با ذهنیت مثبت، كم‌حرف و جدی. تلاش من و آقای ده‌نمكی این بود تا تصویری كه از مجید سوزوكی ارائه می‌دهیم واقعاً به او نزدیك باشد.


این شباهت‌ها در ویژگی‌های ظاهری هم رعایت شد؟ یعنی نوع لباس پوشیدن و گریم شما قرار است مجید سوزوكی واقعی را تداعی كند.


نوع لباس پوشیدن، شكل گریم، انگشترهایی كه در دست من است و حتی استفاده از تكیه‌كلام ما چاكریم در جهت نزدیك شدن به آن شخصیت بود. شخصیتی كه می‌خواستیم دوباره او را زنده كنیم.


جدیتی كه در بازی شما می‌بینیم دقیقاً خواسته ده‌نمكی بود؟ این جدیت كه در رفتار مجید هست، جنس شوخی‌ها و نوع متلك‌ها او را كاملاً‌ از دوستانش متفاوت كرده.


از قبل رویش فكر كرده بودیم و خواسته آقای ده‌نمكی بود. دوستان مجید به جز مصطفی كه سینه‌سوخته و از همه بزرگ‌تر است، بقیه اهل فكر كردن نیستند، آنها اول عمل می‌كنند بعد فكر می‌كنند (می‌خندد) اما مجید سوزوكی با بقیه فرق دارد. در این گروه، فقط او هدف دارد و به همین دلیل، از بقیه متفاوت است.


مرگ مجید در پایان فیلم، قابل پیش‌بینی و كلیشه‌ای است. هر چند ده‌نمكی سعی كرده روی تحول مجید خیلی تاكید نكند.


مرگ مجید باید اتفاق می‌افتاد. در دنیای واقعی هم مجید سوزوكی در جبهه شهید شد و این فیلم بخشی از زندگی او را به تصویر می‌كشد. همان بخشی كه با مرگش به پایان می‌رسد.


در واقعیت هم مجید سوزوكی همین مدت در جبهه بوده و در همین فاصله زمانی شهید شده؟


بله، مجید سوزوكی می‌آید كه در جبهه گشتی بزند و بعد برگردد كه شهید می‌شود.


تحول مجید برای شما قابل قبول است؟


به نظر من تحول باسمه‌ای در فیلم نمی‌بینیم. زمانی كه فیلمنامه را می‌خواندم آرزو می‌كردم مجید در پایان متحول نشود. اگر می‌شد این نقش را بازی نمی‌كردم. وقتی فیلمنامه به آخر رسید خیلی خوشحال بودم كه تحول باسمه‌ای اتفاق نیفتاد و مجید در لحظات آخر زندگی هم مرام خودش را دارد. اگر تحولی در مجید می‌بینیم از جنس خود اوست.


فكر می‌كردید برای بازی در نقش مجید سوزوكی نامزد سیمرغ بشوید؟


موقع فیلمبرداری نمی‌شود به این چیزها فكر كرد. موقع بازی در این نقش اصلاً به این بخش از ماجرا فكر نمی‌كردم.


یعنی اصلاً گرفتن سیمرغ یا نامزد شدن در جشنواره اهمیتی ندارد؟


مگر می‌شود اهمیت نداشته باشد. دیده شدن بازی‌ام در جشنواره و بعد از آن خیلی مهم است. درباره «اخراجی‌ها» این اتفاق افتاد و من حس كردم كه مردم بازی من را دیده‌اند. اگر نامزد می‌شدم یا جایزه می‌گرفتم این شیرینی بیشتر می‌شد ولی برای من كه یك بار سیمرغ بلورین گرفته‌ام، نظر مردم و استقبال آنها اهمیت بیشتری پیدا كرده است.


این روزها مشغول اجرای یك برنامه در رادیو هستید. اولین بار است كه در رادیو فعالیت می‌كنید؟


اجرای یك برنامه سینمایی را برعهده دارم. با برگزیدگان سینمای ایران در سال 85 صحبت می‌كنیم. این روزها مشغول ضبط برنامه هستیم و از فروردین‌ماه پخش برنامه شروع می‌شود. خوشبختانه اولین تجربه‌ام در رادیو، اجرای یك برنامه سینمایی است كه در سرتاسر ایران پخش می‌شود.


به نظر می‌رسد به بازیگر محبوب كارگردان‌های سینمای جنگ تبدیل شده‌اید؟


(می‌خندد) «به نام پدر» فیلم جنگی نبود.


حاتمی‌كیا بیشتر در حوزه سینمای جنگ فعالیت كرده.


به هر حال فیلمنامه خوب معیار انتخاب من است. اگر باز هم در این حوزه پیشنهادهایی بشود می‌پذیرم.


«اخراجی‌ها» جزو فیلم‌هایی است كه دوستش دارید؟


من همه فیلم‌هایی كه بازی كرده‌ام، دوست دارم. خوشحالم كه «اخراجی‌ها» فیلمی است كه هم من آن را دوست دارم، هم مردم.


به اندازه «دوئل» آن را دوست دارید؟


«دوئل» برای من یك قصه دیگر دارد و آغاز یك جریان است و با دیگر تجربه‌هایم قابل مقایسه نیست


مجموعه آثار:


- دختران انتظار (رحمان رضایی، 1378)


- نغمه (ابوالقاسم طالبی، 1381)


- دوئل (احمدرضا درویش، 1382)


- گرداب (حسن هدایت، 1384)


- به نام پدر (ابراهیم حاتمی کیا، 1384)

- سرگیجه (محمد زرین دست، 1384)

- اخراجی ها (مسعود ده نمکی، 1385)

- انعکاس (رضا کریمی، 1386)

 
مجموعه های تلویزیونی:

- تب سرد (علیرضا افخمی، 1383)

- در چشم باد (مسعود جعفری جوزانی، 1384)

جشنواره ها و جوایز:


- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و دومین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم دوئل - 1382

 
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم به نام پدر - 1384

- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از نهمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم دوئل -



دسته بندی : زندگی نامه ,


نویسنده : kamyar gerami asl یکشنبه 2 مهر 1391, 05:07 ب.ظ
بیوگرافی  دیوید کاپرفیلد جادوگر قرن
دیوید کاپرفیلد در تاریخ 16 سپتامبر 1956 در شهر متاچن واقع
 در نیوجرسی در آمریکا از پدر و مادر یهودی ‏اهل روسیه متولد
 گردید.‏
او در کودکی از پدر بزرگش شعبده بازی با کارت را آموخت و در
 سن 12 سالگی رسمآ بعنوان جوانترین شعبده ‏باز در تاریخ
آمریکا شروع بکار نموده و در 16 سالگی هم آموزش شعبده
بازی را در دانشگاه نیویورک تدریس ‏می نمود.‏
دیوید کاپرفیلد شعبده بازیهای قدیمی را به سبک مدرن و جدید
 و جالبی عرضه کرد و دنیا به این نمایشها با دید ‏بهتر و ‏هیجان
 انگیزتری برخورد کردند. او انقلابی بزرگی در دنیای شو و
نمایش بوجود آورد.‏
از مهمترین و چشمگیرترین برنامه های او، غیب کردن
مجسمه آزادی و عبور از میان دیوار چین و پرواز در ‏هوا بوده و
همچنین تعدادی از تماشاچیان را در جایشان غیب نموده و در
 جائی دیگر که آنها تصورش را نمیکردند ‏ظاهر نموده است. 
ولی وی شخصآ روشی بنام کار درمانی را که در بیش از
1100 بیمارستان در بیش از ‏‏30 کشور در مورد معلولین انجام
 داده است و توانسته اعتماد به نفس آنها بالا ببرد، بیشتر
احساس رضایت دارد.
دیوید کاپرفیلد جوائز بیشماری دریافت نموده است و همچنین
 لقب شوالیه از دولت فرانسه و دکترای افتخاری از ‏دانشگاه
فوردهام.‏
همچنین در موزه مادام توسو در لندن که مجسمه مومی اشخاص مشهور را قرار میدهند، مجسمه مومی وی هم
‏اضافه گردیده است و در 4 کشور هم تصویرش را بعنوان
یادبود بر روی تمبر چاپ کرده اند.‏
در آمد او فقط در سال 2003 بالغ بر 57 میلیون دلار بوده و از
 نظر درآمد در دنیا نفر دهم میباشد.‏
او در بیش از 40 کشور و با تعداد بیش از 3 بیلیون تماشاچی
 برنامه داشته است.‏
او در سال حدود 550 برنامه دارد، که همه بلیطهایش از قبل
پیش فروش شده است.‏


دسته بندی : زندگی نامه ,



» وبلاگ ما گسترش یافت ( جمعه 28 فروردین 1394 )
» شعری طنز و جالب از آقای رحیم رسولی ( چهارشنبه 21 آبان 1393 )
» عکس های دیدنی از نقاشی های دیواری ( پنجشنبه 26 دی 1392 )
» نسل ما ( پنجشنبه 26 دی 1392 )
» سوالی از حضرت علی و پاسخی بسیار جالب !!!!!!!!!!!حتما مطالعه کنید ( یکشنبه 7 مهر 1392 )
» “معمای جالب بیل گیتس” ( سه شنبه 15 مرداد 1392 )
» علت درس نخواندن ( یکشنبه 9 مهر 1391 )
» دانستنی های باور نکردنی ( یکشنبه 9 مهر 1391 )
» ۱۰ زن قد بلند تاریخ جهان + عکس ( یکشنبه 9 مهر 1391 )
» کاریکاتور افراد معروف ( شنبه 8 مهر 1391 )
» کاریکاتور های خنده دار از شخصیت ها ( شنبه 8 مهر 1391 )
» گوسفند چینی وارد کشور شد ( کاریکاتور ) ( شنبه 8 مهر 1391 )
» تفاوت گفتاری پسر و دختر در پای تلفن ( شنبه 8 مهر 1391 )
» سیر تکامل آقا پسرها ( شنبه 8 مهر 1391 )
» جک ( شنبه 8 مهر 1391 )
موضوعات

تبلیغات

لینکستان

کلمات کلیدی

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

درباره ما


سلام. امیدوارم لحظات خوبی را در سرگرمی آنلاین سپری کنید.
آماده هر گونه تبادل لینک هم هستیم.
نظر یادتون نره.خوشحال می شم.
ایجاد کننده وبلاگ : kamyar gerami asl

کد متحرک کردن عنوان وب


Up Page


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic